از مجموعه شعر نقاش خیال

مرو اى طبيب دردم تو به حال من نظر كن
نه چو پادشاه خوبان زگداى ره حذر كن

 

منِ بينوا چو پروانه به گرد تو بگردم
تو چو شمع مجلس آرا به فدائيت گذر كن

 

گَرَم از نظر شوى دور و دگر تو را نبينم
چه كنم، قسم به وجدان كه تو ترك اين سفر كن

 

تو كه هستيم بسوزاندى و قلب من فشردى
پس از اين غرور و مستى، صنما زسر بدر كن

 

بِرَهان مرا ز تنهائى و در برم چو جان آى
لب خود به خنده كن باز و به جام من شكر كن

 

ز تو چون خبر ندارم ز جهان خبر ندارم
خبرم ز حال خود ساز و ز عالمم خبر كن

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

1228+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.