اشعار،زهره،اشعار،فاطمه،مهدی،زاده،زنده،یاد،فاطمه،مهدی،زاده،زهره،زهره،نقاش،خیال،سرود،زهره،سروده،های،فاطمه،مهدی،زاده،شاعران،معاصر،زن،ایرانی

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

ديگر طواف خانه كَس پر نمى‏ زنيم
جز ياد چشم مست تو ساغر نمى‏ زنيم

 

چون شمع سوختيم و ز غيرت فنا شديم
پروانه وار خويش به آذر نمى ‏زنيم

 

شاديم از اينكه با تو ببازيم نرد عشق
زين روى دست بيهُده بر سر نمى‏ زنيم

 

چون كفر زلفت اى گل زيبا مسلم است
دست نياز بر در كافر نمى ‏زنيم

 

خواهى به جنگ باش به ما يا به آشتى
چون بنده ‏ايم ما، درِ ديگر نمى‏ زنيم

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

338+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

اى دوست به تنهائى تو خو نكنيم
جز ياد از آن ديده جادو نكنيم

 

رفتى و بماندست مكان تو بجاى
جز جانب تو جاى دگر رو نكنيم

 

بس فتنه ميان گيسوانت خفته‏ ست
دل بسته به زلف تو از اينرو نكنيم

 

همرنگ شراب است لب ميگونت
جز ميل بدان لعل سخنگو نكنيم

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

334+

از مجموعه شعر نقاش خیال

سلام من به تو اى يار جانى
كه يادت مى‏ كنم در هر زمانى

تو را خوش باد روز و روزگاران
هميشه شمع تو باشد به ايوان

منم با ياد تو هر روز سرگرم
هم از تقصير خدمت باشدم شرم

هميشه دل به يادت خسته دارم
تن و جان را به مهرت بسته دارم

تو دردم دانى و باشى طبيبم
تو مى‏ دانى ز دنيا بى نصيبم

خوش آن چشمى كه باشد در قفايت
خوش آن خاكى كه باشد زير پايت

خوش آن مهرى كه بر تو رخ بتابد
خوش آن مَه كو به بالينت شتابد

خوش آن جامى كه از آن مى بنوشى
خوش آن جامه كه بر پيكر بپوشى

خوش آن آهى كه آيد از لبانت
خوش آن يارى كه باشد مهربانت

خوش آن جانى كه در پاى تو ريزد
خوش آن حرفى كه از جان تو ريزد

خوش آن شمعى كه بر تو نور پاشد
خوش آن دردى كه بر جانت نباشد

خوشا مِى از لبانت نوش كردن
خوشا آن نغمه هايت گوش كردن

خوش آن شيرينى و شيرين كلامى
خوشا آن سوختن در عين خامى

خوشا در انتظارت جان سپردن
خوشا از هجر سيماى تو مردن

خوشا آن نغمه های دلپذیرت
خوشا ديدار روى بى نظيرت

اگر درمان تو باشى درد خوشتر
به يادت از دل آه سرد خوشتر

نه مى‏ آيم، نه مى‏ آيى كنارم
نه مى‏ بينى دو چشم اشكبارم

نه درمان مى ‏كنى درد دلم را
نه مى‏ خواهى بدانى مشكلم را

نه مى‏ بينم تو را در انتظارم
نه مى ‏دانى تو راز آشكارم

به جاى اينكه دلدارم تو باشى
نمك برقلب مجروحم بپاشى

نمی ى‏خواهى زمانى سويم آيى
ز من جانا تو دلجوئى نمائى

نمى ‏خواهى ببينى شام تارم
نمى ‏جوئى دل اميدوارم

نمى‏ خواهى بخوانى نغمه هايم
نمى‏ خواهى بيايى در سرايم

نمى‏ خواهى گذارم سر به پايت
نمى‏ دانى به دل دارم وفايت

تو دل زين حرف ها آسوده دارى
نه چون من خاطرى فرسوده دارى

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

346+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

وصل تو از هجر تو مطلوبتر
خوبترى خوبترى خوبتر

 

فتنه و حُسنت به ثريا رسيد
فتنه چشم تو پر آشوبتر

 

سيم وشانند به گِردَت مدام
ليك توئى از همه محبوبتر

 

صورت زيبات چه غوغاگر است
سيرتت از صورت تو خوبتر

 

ميوه عشق از همه شيرين‏تر است
ميوه حُسن از همه مرغوبتر

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

343+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

مرو اى طبيب دردم تو به حال من نظر كن
نه چو پادشاه خوبان زگداى ره حذر كن

 

منِ بينوا چو پروانه به گرد تو بگردم
تو چو شمع مجلس آرا به فدائيت گذر كن

 

گَرَم از نظر شوى دور و دگر تو را نبينم
چه كنم، قسم به وجدان كه تو ترك اين سفر كن

 

تو كه هستيم بسوزاندى و قلب من فشردى
پس از اين غرور و مستى، صنما زسر بدر كن

 

بِرَهان مرا ز تنهائى و در برم چو جان آى
لب خود به خنده كن باز و به جام من شكر كن

 

ز تو چون خبر ندارم ز جهان خبر ندارم
خبرم ز حال خود ساز و ز عالمم خبر كن

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

354+