جمع،عاشقان،رايگان،پيمانه،عمر،لبريز،نالان،جسم،ناتوان،سختى،زمانه،پروانه،شمع،بال،بسوخت،افسانه،سرا،شمع،جمع

از مجموعه شعر نقاش خیال

اى داروى درد و مونس جان
اى همدم روزگار سختى
اى مرهم جان خسته من
بازآ كه دل مرا تو خَستى

 

اى آفت عمر و زندگانى
اى شمع شب دراز ديجور
اى يار عزيز دلنوازم
شد كلبه‏ ام از رخ تو پرنور

 

اى برده زجمع عاشقان دل
جانم به ره تو رايگان است
پيمانه عمر گشته لبريز
نالان شده جسم و ناتوان است

 

با اين همه سختى زمانه
پروانه صفت به گِرد شمعم
بال و پر من بسوخت امّا
افسانه سرا و شمع جمعم

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

339+