از مجموعه شعر نقاش خیال دلم خون گشته از غم، همدمى كو كه بنشيند به جاى تو كنارم نه پيكى سوى تو آيد ز نزدم كه سازد بازگو حال نزارم نمىدانى كه از دوريَت اى گل چسان تيره تر از شب روز من شد بَتر ز امروز من فرداى تارم ز ديروزم بَتر امروز
از مجموعه شعر نقاش خیال دلم خون گشته از غم، همدمى كو كه بنشيند به جاى تو كنارم نه پيكى سوى تو آيد ز نزدم كه سازد بازگو حال نزارم نمىدانى كه از دوريَت اى گل چسان تيره تر از شب روز من شد بَتر ز امروز من فرداى تارم ز ديروزم بَتر امروز