سروده،های،فاطمه،مهدی،زاده

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

مغموم و سر بزير شتابم به راه خويش
دم بر نياورم زدل رنج خواه خويش

 

سنگينى گناه به دوشم فشرده است
من غافلم ز سختى بار گناه خويش

 

جز حسرتى نمانده به عالم، پناه دل
كى مىرهم از اين دل حسرت پناه خويش

 

چشمم ز گريه، جلوه باران زياد برد
جانم بسوخت شعله سوزان آه خويش

 

پيوسته ياددوست بُود همجوار دل
در روز نيكبختى و شام سياه خويش

 

زهره به روز بازپسين در ميان خلق
شرمنده ز حاصل عمر تباه خويش

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

385+

از مجموعه شعر نقاش خیال

بهار آمد دل ما را جوان كرد
نشاطى در زمين و آسمان كرد

چه نيروئى به دشت و بر دمن داد
چه اهدائى به باغ و بوستان كرد

زنده یاد فاطمه مهدی زاده

413+

از مجموعه شعر نقاش خیال

بهار آمد دل و جان را صفا داد
هزاران هديه نيكو به ما داد

وليكن با همه خوبى و لطفش
خبر كى از نگار بى وفا داد

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

405+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

به آن چشم سیاهت من اسیرم

 خیال روى تو نقش ضمیرم

نیَم لایق كه آئى در سرایم

       همى خواهم كه در راهت بمیرم

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

398+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

بیش از این منتظر مكن ما را

 چاره كن قلب ناشكیبا را

 

نگهت آرزوى جان منست

 باز كن دیده فریبا را

 

گر ببارد ز جانبت خنجر

 من به جان می خرم تماشا را

 

كى توانم كه برگزینم من

 غیر تو نازنین زیبا را

 

یك شب از راه لطف پرسیدى؟

 حال این بى قرار تنها را

 

تو كه امروز یاد ما نكنى

 چه بگوئى جواب فردا را

 

این لب و این دهان زیبایت

 به فغان آورد مسیحا را

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

403+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

پُرگشته زخون دل من ساغرم امشب

 نبوَد بجز از یاد رُخت در برم امشب

 

هر شعر كه سازم همه در پاى تو ریزم

 كورند از این غصه كه من شاعرم امشب

 

اى دوست بیا رنج جدائى به سر آور

 تا پاك كنم راه به چشم ترم امشب

 

چون شمع ز غم سوزم و از عشق گدازم

 اى یار كمك كن كه دم آخرم امشب

 

بس شور و شر از لعل تو و چشم تو دیدم

 باز آى و ببین حاصل شور و شرم امشب

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

398+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

نوش لب لعل تو ممد حیاتست

 روى فرح بخش تو مفّرح ذاتست

 

ساعت شیرین وصل و تلخى هجران

 بهر من دلشده حیات و مماتست

 

ناز كنى هر چه، ناز توست نیازم

 بوسه بده چون دوام حُسن زكاتست

 

هر سخنى كز دهان توست چه زیباست

 صحبت تلخ از لبت چو شهد و نباتست

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

405+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

سرو شرمنده از آن قامت زیباى تو شد

 پست شمشاد از آن قد دلاراى تو شد

 

دل كه خونین شد و آشفته و بى سامان گشت

 باز مأواش در آن زلف سمن ساى تو شد

 

آنكه در حلقه رندان جهان منزل داشت

 دیدمش خاك نشین بر در مأواى تو شد

 

مفتى شهر كه سجاده كشیدى بر دوش

 عاقبت مست از آن ساغر و میناى تو شد

 

آنكه از خنجر ابروى تو شد كشته عشق

 باز هم زنده از آن لعل مسیحاى تو شد

 

عقل از خانه و كاشانه فرارى گردید

 زانكه مغلوب دل و خواهش بى جاى تو شد

 

عاشق بیدل دیوانه پیمانه پرست

 تا كه چشمش به تو افتاد شكیباى تو شد

 

زهره از روز ازل كین قد و بالاى تو دید

 تا كه جان داشت به تن محو تماشاى توشد

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

410+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

باز هم این دل خونین به تمنّاى تو شد

 زار و پژمرده و طوفانزده در پاى تو شد

 

هر چه اندرز نمودم كه مرو از پى یار

 آخر از روزن دیده به تماشاى تو شد

 

خواست تا راه سر كوى تو گیرد این دل

 لنگ لنگان همه شب بادیه پیماى تو شد

 

هر چه گفتم مرو از خانه و كاشانه خویش

 نشنید از من و محو رخ زیباى تو شد

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

409+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

لطف خود باز به من گر برسانى چه شود

 حال آشفته ما گر تو بدانى چه شود

 

گر شبى با من درمانده بى همدم و یار

 اندرین كلبه ویران گذرانى چه شود

 

گر نگاهى ز وفا بر منِ مسكین فكنى

 راز دلداده ز چشمش تو بخوانى چه شود

 

اى صبا! گر ز من سوخته دل پیغامى

 به دلارام نگارم برسانى چه شود

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

389+