نقد،شعر،شعر،زهره،شعر،کلاسیک،شعر،نو،چهارپاره،مثنوی،قطعه،مجموعه،شعر،نقاش،خیال،مطالب،ابر،انواع،شعر،فارسی،پارسی

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

بلاى جانى و جان جهانى
صفاى روحى و روح روانى

جهانسوز و دلافروز و دلارام
فريب و آفتى، شيرين زبانى

نسيم صبح و اميد دل من
درخشان مهرى و نامهربانى

گل و شمع و شراب و نشئه مى
به هر چه خوب در دنياست آنى

سرشك ديده و اميد جانى
رخِ چون برگ گل، ابرو كمانى

نهال آرزو و شاخه بيد
لبانت غنچه و شيرين دهانى

گل ناز و نياز و رنگ مهتاب
دو چشمت منبع راز نهانى

دلاويز و دل‏انگيز و نكو روى
چو اختر، گه نهان و گه عيانى

بهار و سنبل و درياى سيماب
بهشت و خنده و جان جهانى

اگر در كلبه ويران زهره
نمائى جلوه، عيش بى گمانى

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

339+

از مجموعه شعر نقاش خیال


نميروم ز سر كويت ار برنجانى

كه هر چه جور كنى باز راحت جانى


اگر چه قهر تو نسبت به من مسلّم شد
بدانمت كه نظر بامنست پنهانى


خطا چو رفت بگو تا ز بعد توبه كنم
ببخش بر من غمديده ات به آسانى


نداده‏ ام دل و جان جز به خاطر شادت
چرا از اينكه دلم برده ‏اى پشيمانى 


سياه گشته چو موى تو روز روشن من
بيا و مهر وجودت به ما كن ارزانى


خدا كند كه رقيب از ميانه برخيزد
سپس نشينى و درد دلم تو بنشانى


بيا شبى و منّور نماى كلبه من
كه تابناكتر از زهره درخشانى

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

 

334+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

ديگر طواف خانه كَس پر نمى‏ زنيم
جز ياد چشم مست تو ساغر نمى‏ زنيم

 

چون شمع سوختيم و ز غيرت فنا شديم
پروانه وار خويش به آذر نمى ‏زنيم

 

شاديم از اينكه با تو ببازيم نرد عشق
زين روى دست بيهُده بر سر نمى‏ زنيم

 

چون كفر زلفت اى گل زيبا مسلم است
دست نياز بر در كافر نمى ‏زنيم

 

خواهى به جنگ باش به ما يا به آشتى
چون بنده ‏ايم ما، درِ ديگر نمى‏ زنيم

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

338+

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

اى دوست به تنهائى تو خو نكنيم
جز ياد از آن ديده جادو نكنيم

 

رفتى و بماندست مكان تو بجاى
جز جانب تو جاى دگر رو نكنيم

 

بس فتنه ميان گيسوانت خفته‏ ست
دل بسته به زلف تو از اينرو نكنيم

 

همرنگ شراب است لب ميگونت
جز ميل بدان لعل سخنگو نكنيم

 

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

334+