• از مجموعه شعر نقاش خیال جان تو بى مهریت با جان خریدارم هنوز از نگاه چشم بیمار تو بیمارم هنوز   با همه رنگ و ریا و با همه كبر و غرور من تو را دور از ریا و كبر پندارم هنوز   بسكه نوشیدم شراب لعل گون سرخ فام خون من همرنگ می گشته