نگاه،آتشين،شرر،شمع وجود،حسرت،پروانه،خيالت،زهره،دل،بيرون،جانا،گنج،عشق،كنج،دل،ويرانه
از مجموعه شعر نقاش خیال
خوشم از اينكه دور از تو غم جانانه اى دارم
و يا از خون دل جانا به كف پيمانه اى دارم
فراموشت شدم اى گل فراموشم نخواهى شد
ز افسون هاى چشم تو به دل افسانه اى دارم
ز احوالم نمى پرسى به درمانم نمى كوشى
نمى دانى كه از عشقت دل ديوانه اى دارم
گريزانم زهشيارى و مستى هر دو در عالم
همينم بس، كه ياد دلبر مستانه اى دارم
نگاه آتشينت چون شرر زد بر دلم گفتم
كه بر شمع وجودت حسرت پروانه اى دارم