by احمد ضیائی

Share

by احمد ضیائی

Share

از مجموعه شعر نقاش خیال

بيا باز هم شمع اين انجمن شو
بيا مرغ خوش منظر اين چمن شو

 

تو تا رفته ‏اى خانه از مهر خاليست
بيا باز هم مهر تابان من شو

 

بهار است در پيش وبهمن گذشته
بيا رشك سرو و گل و نسترن شو

 

دگر جان ز دوريت سامان ندارد
چو جانى تو بازآ و سامان تن شو

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

دیدگاه خود را بنویسید

Related Posts

  • چاپ نشده کام دلها جز سرابی بیش نیست یک دو روز عمر خوابی بیش نیست   این همه ناز و هیاهوی شباب غیر شور و التهابی بیش نیست   در فضای بی سر انجام جهان برق هستی جز شهابی بیش نیست   زلف دلداری که جان قربان اوست غیر رمز و پیچ و تابی بیش

  • از مجموعه شعر نقاش خیال اى دوست به تنهائى تو خو نكنيم جز ياد از آن ديده جادو نكنيم   رفتى و بماندست مكان تو بجاى جز جانب تو جاى دگر رو نكنيم   بس فتنه ميان گيسوانت خفته‏ ست دل بسته به زلف تو از اينرو نكنيم   همرنگ شراب است لب ميگونت جز

  • از مجموعه شعر نقاش خیال سحر كه پيكر عاشق ز بيقرارى سوخت چو ديد شمع، ازاندوه و سوگوارى سوخت   نبود طاقت و صبرم به شام تار فراق به صبح وصل وجودم ز شرمسارى سوخت   چو نا اميد ز آمال و آرزو گشتم دلم ز حسرت و جانم ز اشكبارى سوخت زنده یاد فاطمه

  • از مجموعه شعر نقاش خیال شعله عشق تو هم سوختنى ‏ست نكته‏ ها از لبت آموختنى‏ ست   گنج قارون سخنى كهنه شده ثروت حُسن تو اندوختنى‏ ست زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)