غزل ناتمام
چاپ نشده
کام دلها جز سرابی بیش نیست
یک دو روز عمر خوابی بیش نیست
این همه ناز و هیاهوی شباب
غیر شور و التهابی بیش نیست
در فضای بی سر انجام جهان
برق هستی جز شهابی بیش نیست
زلف دلداری که جان قربان اوست
غیر رمز و پیچ و تابی بیش نیست
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)
از مجموعه شعر نقاش خیال
اى دوست به تنهائى تو خو نكنيم
جز ياد از آن ديده جادو نكنيم
رفتى و بماندست مكان تو بجاى
جز جانب تو جاى دگر رو نكنيم
بس فتنه ميان گيسوانت خفته ست
دل بسته به زلف تو از اينرو نكنيم
همرنگ شراب است لب ميگونت
جز ميل بدان لعل سخنگو نكنيم
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)
از مجموعه شعر نقاش خیال
بيا باز هم شمع اين انجمن شو
بيا مرغ خوش منظر اين چمن شو
تو تا رفته اى خانه از مهر خاليست
بيا باز هم مهر تابان من شو
بهار است در پيش وبهمن گذشته
بيا رشك سرو و گل و نسترن شو
دگر جان ز دوريت سامان ندارد
چو جانى تو بازآ و سامان تن شو
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)
از مجموعه شعر نقاش خیال
سحر كه پيكر عاشق ز بيقرارى سوخت
چو ديد شمع، ازاندوه و سوگوارى سوخت
نبود طاقت و صبرم به شام تار فراق
به صبح وصل وجودم ز شرمسارى سوخت
چو نا اميد ز آمال و آرزو گشتم
دلم ز حسرت و جانم ز اشكبارى سوخت
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)
از مجموعه شعر نقاش خیال
شعله عشق تو هم سوختنى ست
نكته ها از لبت آموختنى ست
گنج قارون سخنى كهنه شده
ثروت حُسن تو اندوختنى ست
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)
از مجموعه شعر نقاش خیال
نسیم صبح امیدم نوید باد جنّت داد
سحرگه مِى فروشم آمد و جامى به منّت داد
چو شیدا گشتم از آن جام و شستم زنگ غمها را
غزلخوان دلبرم آمد سروشم از محبت داد
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

سروش محبت