آشنا،جورجفا،گشت،لاجرم،آشنا،سخن،آشنا،بريد،دانست،چونكه،هست،رخش،منبع،صفا،زين،برفت،نظر،صفا،بريد

از مجموعه شعر نقاش خیال

 

يارم به دست خويش نهال وفا بريد
پيمان دوستى و محبت زما بريد

 

تا گريه ام نبيند و زاريم نشنود
باچشم باز صحبت اهل وفا بريد

 

چون آشنا به جور و جفا گشت لاجرم
از يار آشنا سخن آشنا بريد

 

دانست چونكه هست رخش منبع صفا
زين رو برفت و از نظر ما صفا بريد

 

يك بوسه از لبش به جهانى دريغ كرد
از تشنگان باديه آب بقا بريد

 

چون ديد از وفا و محبت يگانه ام
او پا زكوى زهره خود از جفا بريد

 

زنده یاد فاطمه مهدیزاده (زهره)

386+