از مجموعه شعر نقاش خیال دلبر ناديده ام باشد فروغ ديده ام بس تمنّا دارم از آن دلبر ناديده ام بسكه خون دل ز راه چشم بيرون داده ام شرمم آيد نزدش از چشم به خون پاليده ام مرغ شب شد خسته از شب زنده دارى هاى من بسكه از دورى او شب تا سحر
از مجموعه شعر نقاش خیال دلبر ناديده ام باشد فروغ ديده ام بس تمنّا دارم از آن دلبر ناديده ام بسكه خون دل ز راه چشم بيرون داده ام شرمم آيد نزدش از چشم به خون پاليده ام مرغ شب شد خسته از شب زنده دارى هاى من بسكه از دورى او شب تا سحر