دل،تبه،دیدار،مسکین،تباهی،گاهی،پناه،پکر،بالا،خار،گلبن،زیبا،پناهی،گاهی
از مجموعه شعر نقاش خیال
خوش بُود آنكه فتد بر تو نگاهى گاهى
كه شگونست نظر بر رخ ماهى گاهى
چشم خونریز و سیاه تو سیه روزم كرد
كه سیه روز كند چشم سیاهى گاهى
دل تبه گشت به دیدار من مسكین آى
چه شود جوئى اگر حال تباهى گاهى