فکر،باطل،غافل،نباشد،دل،سوزم،گیم،هجر،ماهی،شمع،محفل،عشق،دروآور،جان،گزا،غیر،غم،درد،حاصل،
از مجموعه شعر نقاش خیال
زمانى دلم از تو غافل نباشد
دلى كز تو غافل بُود دل نباشد
همى گریم و سوزم از هجر ماهى
كه یكشب مرا شمع محفل نباشد
از این عشق درد آور جانگَزایم
به غیر از غم و رنج حاصل نباشد
بیا دیده روشنم خانه توست
بِه از دیده بهر تو منزل نباشد
نبیند اگر سرو، بالاى خوبت
همیشه وِرا پاى در گل نباشد