پيشگاه،خيالت،گشاده،دل،محبت،مه،جهان،افروز،لطف، هره،خبر،نكنى
از مجموعه شعر نقاش خیال
چه ديده اى كه دگر جانبم نظر نكنى
به سوى كلبه ام اى ماه من گذر نكنى
چرا ز راه محبت تو اى شكوفه ناز
به كوى عاشق غمديده ات سفر نكنى
منم فدات چو پروانه اى به وقت سحر
تو شمع جمعى و در خرمنم شرر نكنى
من از وفا و محبت دريغ مى نكنم
تو جور بر من مسكين كنى و گر نكنى
اگر به پاك دلان رو كنى سزاوار است
وگر به تنگ دلان خو كنى ضرر نكنى
قدم خميده از آن قامت دلارايت
دلم رميده به لبخند چون شكر نكنى
به پيشگاه خيالت گشاده ام ره دل
كه تو محبت ما را ز دل به در نكنى