تیراجل،خوار،نهان،زهره،شیرین،سخنم

بعد مرگم شنوید اینهمه راز از دل من
رازهایی كه نهان گشته كنون در گل من
بنما یید قدم رنجه در این منزل من
بگشا یید زمانی ز وفا مشكل من

گاهی ای عالمیان روح مرا شاد كنید
جان مشتاق مرا از قفس آزاد كنید

اینكه خفته است در این خاك من غمزده ام
رانده خلقم و چون طوطی ماتم زده ام
عندلیبی زگلستان جهان پر زده ام
ماه نخشب منم از چاه اجل سر زده ام

گاه گاهی ز ارادت به مزارم آیید
دیدن حالت غمدیده زارم آیید

مگذارید در این تیره لحد منتظرم
كاندرین خاك من از راز جهان بی خبرم
خو نمودم به قفس مرغك بی بام وپرم
مزنیدم ز وفا بر دل و بر جان شررم

آنكه از تیر اجل گشت چنین خوار منم
زیر این خاك نهان زهره شیرین سخنم

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

 

426+