Monthly Archives: مارس 2017

از مجموعه شعر نقاش خیال

بیش از این منتظر مكن ما را

 چاره كن قلب ناشكیبا را

 

نگهت آرزوى جان منست

 باز كن دیده فریبا را

 

گر ببارد ز جانبت خنجر

 من به جان می خرم تماشا را

 

كى توانم كه برگزینم من

 غیر تو نازنین زیبا را

 

یك شب از راه لطف پرسیدى؟

 حال این بى قرار تنها را

 

تو كه امروز یاد ما نكنى

 چه بگوئى جواب فردا را

 

این لب و این دهان زیبایت

 به فغان آورد مسیحا را

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

676+

از مجموعه شعر نقاش خیال

پُرگشته زخون دل من ساغرم امشب

 نبوَد بجز از یاد رُخت در برم امشب

 

هر شعر كه سازم همه در پاى تو ریزم

 كورند از این غصه كه من شاعرم امشب

 

اى دوست بیا رنج جدائى به سر آور

 تا پاك كنم راه به چشم ترم امشب

 

چون شمع ز غم سوزم و از عشق گدازم

 اى یار كمك كن كه دم آخرم امشب

 

بس شور و شر از لعل تو و چشم تو دیدم

 باز آى و ببین حاصل شور و شرم امشب

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

672+

از مجموعه شعر نقاش خیال

نوش لب لعل تو ممد حیاتست

 روى فرح بخش تو مفّرح ذاتست

 

ساعت شیرین وصل و تلخى هجران

 بهر من دلشده حیات و مماتست

 

ناز كنى هر چه، ناز توست نیازم

 بوسه بده چون دوام حُسن زكاتست

 

هر سخنى كز دهان توست چه زیباست

 صحبت تلخ از لبت چو شهد و نباتست

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

695+

از مجموعه شعر نقاش خیال

پشت گردون شده خم بهر مقام استاد 
می کند فخر مه و مهر به نام استاد

 

غیر شاگرد که کاهیدن جانش بیند
که شود با خبر از رنج مدام استاد

 

یا رب از چیست که این شهر پر از شادى و کام
دمى از عمر نگشته ست به کام استاد

 

همه دانند که جاى شکر و شهد و شراب
در همه عمر شرنگ است به جام استاد

 

یاد خوش باد که در دوره شاگردى خویش
همچو جانى به تنم بود کلام استاد

 

از دل و جان همه در مدرسه کوشا بودیم

ز خدا خواسته بودیم دوام استاد

زنده یاد فاطمه مهدی زاده(زهره)

665+

از مجموعه شعر نقاش خیال

باز هم این دل خونین به تمنّاى تو شد

 زار و پژمرده و طوفانزده در پاى تو شد

 

هر چه اندرز نمودم كه مرو از پى یار

 آخر از روزن دیده به تماشاى تو شد

 

خواست تا راه سر كوى تو گیرد این دل

 لنگ لنگان همه شب بادیه پیماى تو شد

 

هر چه گفتم مرو از خانه و كاشانه خویش

 نشنید از من و محو رخ زیباى تو شد

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

692+

از مجموعه شعر نقاش خیال

باد توفنده و طوفانزا بود
شور و غوغا همه جا بر پا بود

 

سيل با باد هماهنگى داشت
فتنه و مرگ چه بد آوا بود

 

خانه بيوه زنان ويران گشت
قصرها محكم و پا برجا بود

 

سيل بي باك ضعيفان را برد
نه كشاورز فقط تنها بود

 

گوسفند و بره و گاو و الاغ
برد با خود همه را هر جا بود

 

بچه و مادر و هم پير و جوان
سيل بلعيد كه بى پروا بود

 

منعمان شاد و فقيران رنجور
اين چنين بود زمانه تا بود

 

خانه خشتى و پوشالى و سست
رفت از بين كه نا پيدا بود

 

می درخشد چو نگين بر در شهر
كاخ آراسته تا دنيا بود

 

روستا پاك شد از گله و بود
هر كجا برزگرى شد نابود

 

چون شنيد اين خبر، آن منعم گفت
شُكرِ ايزد كه خدا با ما بود

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

732+

از مجموعه شعر نقاش خیال

لطف خود باز به من گر برسانى چه شود

 حال آشفته ما گر تو بدانى چه شود

 

گر شبى با من درمانده بى همدم و یار

 اندرین كلبه ویران گذرانى چه شود

 

گر نگاهى ز وفا بر منِ مسكین فكنى

 راز دلداده ز چشمش تو بخوانى چه شود

 

اى صبا! گر ز من سوخته دل پیغامى

 به دلارام نگارم برسانى چه شود

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

674+

از مجموعه شعر نقاش خیال

وصل تو از هجر تو مطلوبتر
خوبترى خوبترى خوبتر

 

فتنه و حُسنت به ثريا رسيد
فتنه چشم تو پر آشوبتر

 

سيم وشانند به گِردَت مدام
ليك توئى از همه محبوبتر

 

صورت زيبات چه غوغاگر است
سيرتت از صورت تو خوبتر

 

ميوه عشق از همه شيرين‏تر است
ميوه حُسن از همه مرغوبتر

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

668+

از مجموعه شعر نقاش خیال

شهريار اى امير و سرور شعر
شهريار اى شه و پيمبر شعر

 

اختر آسمان فضل و ادب
آفتابى برون ز خاور شعر

 

همچو گنجينه ‏اى به كان سخن
همچو جانى كه هست در بر شعر

 

ژرف بحرى تو پر ز لعل و گهر
آسمانى تو پر ز اختر شعر

 

ياور شاعران ايرانى
افتخار جهان و افسر شعر

 

يك جهان شور و عشق و رويائى
چون شراب كهن به ساغر شعر

 

داده روح خيال پرور تو
لطف و زيبائيى به باور شعر

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

640+

از مجموعه شعر نقاش خیال

دلم شیدا شد از اشعار حافظ
جهان زیبا شد از گفتار حافظ

 

لب شیرین ندارد اعتبارى
به پیش لعل شكّر بار حافظ

 

غم از دل پاك سازد جان ببخشد
همین گنجینه آثار حافظ

 

نباشد هیچكس همپایه او
ندارد هیچكس پندار حافظ

 

یقین شد سرّ حق بر وى هویدا
نداند جز خدا اسرار حافظ

 

وفادار است با شاخ نباتش
خوش آن یارى كه باشد یار حافظ

 

میان عرش اعلا جاى دارد
همیشه روح نیكوكار حافظ

 

ربوده قلب مشتاقان به شوخى
زدوده غم ز دل افكار حافظ

 

دلش روشن چو نور آفتاب است
که باشد شمع شام تار حافظ

 

دلانگیز است چون رؤیاى شیرین
نگارى کو بُود دلدار حافظ

 

زگل زیباتر و نیکوتر آید
که باشد در گلستان خار حافظ

 

مسلّم باَشَدش یا رب هزیمت
كه دارد او سر پیكار حافظ

 

صبا آمد زكوى او معطر
فداى خاك عنبربار حافظ

 

یقینش ساقى كوثر دهد جام
كه بوده باده نوشى كار حافظ

 

شده خاموش آتشخانه پارس
چو دیده كلك آتش بار حافظ

 

درون بحر دانش دُر یكتاست
فریبا طبع گوهر بار حافظ

 

شده خاموش آتشخانه پارس
چو دیده كلك آتش بار حافظ

 

درون بحر دانش دُر یكتاست
فریبا طبع گوهر بار حافظ

 

چو او را حافظ قرآن بدانند
بنازم دانش سرشار حافظ

 

لبش شیرین تر از شهد و نباتست
كه سازد بازگو اشعار حافظ

 

ضمیرش روشن و طبعش بلند است
كه دون طبعى نباشد كار حافظ

 

عتیقه گر نباشد از چه گردد
فزونتر هر زمان مقدار حافظ

 

لسان الغیب گفتند آفرین باد
به افكار و دل هشیار حافظ

 

مگر با فكر زهره شد هم آواز
همیشه خاطر بیدار حافظ

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

789+