صد،سال،رنج،سوز،صبا،نفير

از مجموعه شعر نقاش خیال

به زير پنجه غم ها اسيرم
بجز حرمان نباشد دستگيرم

 

بجز نامت نيايد بر زبانم
بجز نقشت نباشد در ضميرم

 

به بالينم چه خوش باشد كه آئى
ببينى اشك هاى بى نظيرم

 

زلبهايت بده آب حياتم
مخواه از دست هجرانت بميرم

 

اگر صد سال از رنجم گدازى
ز تو آن دل كه دادم پس نگيرم

 

چگونه با چنين سوز و چنين رنج
صبا بر تو نمى آرد نفيرم

 

بيا اكنون به قول خواجه فارس
«به يك جرعه جوانم كن كه پيرم»

 

قد زهره زعشقت چون هلال است
به فريادم رس اى بدر منيرم

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

595+