از مجموعه شعر نقاش خیال

سرو شرمنده از آن قامت زیباى تو شد

 پست شمشاد از آن قد دلاراى تو شد

 

دل كه خونین شد و آشفته و بى سامان گشت

 باز مأواش در آن زلف سمن ساى تو شد

 

آنكه در حلقه رندان جهان منزل داشت

 دیدمش خاك نشین بر در مأواى تو شد

 

مفتى شهر كه سجاده كشیدى بر دوش

 عاقبت مست از آن ساغر و میناى تو شد

 

آنكه از خنجر ابروى تو شد كشته عشق

 باز هم زنده از آن لعل مسیحاى تو شد

 

عقل از خانه و كاشانه فرارى گردید

 زانكه مغلوب دل و خواهش بى جاى تو شد

 

عاشق بیدل دیوانه پیمانه پرست

 تا كه چشمش به تو افتاد شكیباى تو شد

 

زهره از روز ازل كین قد و بالاى تو دید

 تا كه جان داشت به تن محو تماشاى توشد

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

1191+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.